تبليغاتX
روزهای تکراری
یک نفر از دوستان لطف کرده و بنده رو به بازی آرزوهای محال دعوت کرده.

تو این بازی باید ۵ تا از آرزوهای محال خودم رو بگم.

۱-صلح برای همه ی انسانها.طوری که همه بتونن با آرامش به عبادت و عشق و تجربه ی زندگی بپردازن.بدون هیچ محدودیت و مزاحمتی.با هر روشی که خودشون دوست داشتن.

۲-شناخت روح سرکش طبیعت.دوست دارم هرچه بیشتر و بیشتر از طبیعت و روح حاکم بر طبیعت بدونم و ببینم و بشنوم و بچشم و بو کنم.

دوست دارم همه ی رازهای طبیعت رو کشف کنم.فلسفه ی مرگ و زندگی رو بفهمم.از اتم ها و الکترونها تا سیاهچاله ها و روش زندگی گوریل های آفریقا و خرسای قطبی و همه چیز و همه چیز رو بدونم.

۳-دوست دارم هیچ وقت دروغ نگم.

۴-بر اثر جوگیری ناشی از آرزوی قبل باید بگم که از ته دل دوست دارم خیلی خیلی پولدار و معروف و محبوب و دانا و قدرتمند باشم.نفر اول.

۵-برای اینکه کماکان مشکوک بزنم و خوراک خبری واسه رسانه های بیگانه درست کنم آرزوی پنجم رو در دو بخش تقدیم می کنم.ضمنا این آرزو از همه مهمتر و دست یافتنی تره:

۵-الف - آرزو دارم تو مهمترین مسابقه ی زندگیم دوم نباشم.خصوصا مسابقه ای که فقط به نفر اولش جایزه می دن.

۵-ب- این یکی از ۵-الف هم مهمتره.آرزو دارم تو مسابقه ای که فقط و فقط من داورش هستم درست داوری کنم و از بین ۱۰-۱۲ نفری که اومدن فینال نفر اول رو به درستی انتخاب کنم.تو این مسابقه هم فقط به نفر اول جایزه تعلق می گیره

خوب.حالا باید چند نفر رو که به نظرم حس و حال این سوسول بازیا رو دارن به این بازی دعوت کنم:

مهدی آشوع : رفیق شفیق و فامیل سببی محترم من.

حامد جمشیدی پور : که شاید در آینده شریک تجاری هم شدیم!

رضا نامداری :شاید دست از سر ما برداره و کمتر تیکه بندازه.

عقاب : که پیش کسوت ما تو وبلاگ نویسی محسوب می شه.

سایه سکوت : که بازی خیلی هم مردونه نشه.

+ نوشته شده توسط تکین در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 23:53 |